تدوین و تالیف ضرب المثل های ترکی توسط محقق جوینی

 يکي از ادباي جوين در يک اقدام جالب ادبي اقدام به تدوين و تأليف ضرب المثل هاي ترکي جويني کرد.

استاد «علي اکبر ملايجردي» محقق و اديب جويني نتيجه زحمات چند ساله خود در مورد ضرب المثل هاي ترکي را با ذکر معادل فارسي و نيز کاربرد آن در يک مجموعه گردآوري و آماده چاپ کرده است.

اين نويسنده در گفت و گو با خبرنگارنسیم جوین  با بيان اين که مثل ها چکيده فرهنگ و تمدن و آداب و رسوم هر قوم و ملتي است، گفت: اگر اين ضرب المثل ها جمع آوري و تدوين نشود به مرور زمان به فراموشي سپرده مي شود.

وي هدف از اين اقدام فرهنگي را آشنايي نسل جوان اين شهرستان با فرهنگ و ادبيات گذشته خود ذکر کرد.
استاد علی اکبر ملایجردی( معروف به اکبر معلومات) محقق و ادیب جوینی  نتیجه زحمات چند ساله خود را  در یک وبلاگی در اختیار علاقه مندان قرار داده است.

برای آشنایی و استفاده از کار زیبای ادبی این نخبه جوینی شما کاربران عزیز نسیم را به دیدن این وبلاگ بسیار جذاب دعوت می نمایم

 

استاد معلومات در کتابخانه

 البته این گزارش  مربوط به سال 92 بود که به روزرسانی تاریخی شد تا کاربران با بخشی از آثار ادبی و فرهنگی مرحوم  اشنا شوند

 

این جانب سال حااست که درحال جمأ آوری زربُلمَسل(ضرب المثل)حای
ترکی جوین حستم.درنگارش این زربلمسل حاتلاش کرده ام قوائد ختت اَربی رارآیت نکنم
،تااملای متن یکدست شود.شاید خانندگان ازیز درآقاز کمی ازییت شوند,ولی پس ازتحممل
کمی زحمت به خاندن آن مُسللت می شوند .حر زربلمسل رادرزیرآن باختت آزری باکمی دخل
وتسررف آورده ام تادوستانی که ازخاندن آن به ختت اَربی ناتوانند،به ختت آزری
بخانند.درختت فارسی که این زربلمسل حارا به آن می نویسم ازبین واج حای :أ وع فقت«
ا»راانتخاب کرده ام.ازبین :س،ص،ث شکل «س» وازبین :غ وق «ق»،ازبین :ذ، ز،ظ،وض «ز»
وازبین :ح،ه وهـ «ح»راانتخاب کرده ام.بقیه ی واژه حای فارسی حرجورکه تلففز شوند
نوشته می شوند.برای خوب خاندن وفحمیدن این ذربلمسل حا باالفبای زیر آشنا شوید:
ا

آدمی یِرَباخانِننَن قوروخ ،سووی آخارباخارِننِن.

Âdəmiy yerəbaxanonnən qorox᾽soviy
âaxarbaxaronnən.

ترجمه:ازآدم حای سربه زیرو از آبی که آرام جاری
می شود بترس.

کاربرد:آدم حای
ساکت خترناکند.

2)آیه دِی چِخمه که بارم.

Âayə dey çexmə ke barəm.

ترجمه :به ماح می گوید تُلوع نکن که من حَستم.

کاربرد:تَرَف خیلی زیبااست.

3)اَردبیلده قوردآذودوبیرییم گَمیه مینده گَلده.

Âərdəbildə qurd âazodo biriyəm
gəmiyə minde gəlde.

ترجمه :دراردبیل گرگ کم بود،یکی حَم به کشتی سوار شدآمد.

-برای
کسی که ناخانده جایی حازِر شود.

4)اِذ کیچَی شَلله آچه یِری سالِمِننَن یِگده.

Âez kiçəy şəlle âaçə yerey
salelennən yegde.

ترجمه :دختر لنگ کوچه ی خودت ازدختر سالم
دوربحتراست.

کابرد:درمورد
احمییت ازدواج بانزدیکان

5)اِرتِرَم قِزِی گِرمِرَم ایزی

Âerterəm qeziy٫ germerəm
Âiziy.


دخترت را می برم ،سورتت رانمی بینم.

-درمواردی که ترف زن وشوحر باحم اختلاف دارند،ترف شوحر این
ذربلمسل رابه کارمی برد.یَأنی بابردن دختر رفت وآمدحا قَتأ می شود.

5)اَششَگه پالن ساخ لی ،اوردونویالن.

Âəşşəge palən saxliy٫Âordono yalən.

ترجمه :خرراپالان نگحمیدارد و لشکررا دروق.

کابرد:مردم
رابایدبادروق درسَحنه نگح داشت.

-دراَحَمییت تبلیقات دروق است،برای تقویت روحیه ی مردم
یالشکر.

6)اَقل که کَللده اولمسن ،جان عذذابدده.

Âəql kəllədə âolməsen can âəzzabdəde.

ترجمه :اَقل درسرنباشد،جان دراَذاب است.

-درمورد
آدم حای نادان که دراسَر بی اَقلی خودرادچاردردسر می کنند

7)اگر یِنگِدن قِذ اولم
بیللم نَجِر گَلِن اولم.

Âəgər yengedən qez âoləm billəm
nəcer gəlen âoləm

ترجمه :اگردوباره دخترشوم می دانم چگونه اروس
شوم.

کاربرد:کارازکار
گذشته است.

8)اَگره کاسه دولمی.

Âəgre kasə dolmiy.

ترجمه :کاسه ی کج
پرنمی شود.(برابر با:بارکج به منزل نمی رسد.)

کاربرد:آدم حای بد
موففق نمی شوند.

9) ایگِی ننه نی درده ،قِلله جووالی گرده

گِددِم چِرَگ کیتَرم،ووردوآل لومودَلدِ.

Âigey nənəniy dərde٫qelle covaliy gərde/geddem çerəg kitərəm vordo âllomo dəlde.

ترجمه :دردنامادری مسل گردجوالی که ازمواست آزاردحنده است.

رفتم نان بردارم ،نامادری زدپیشانیم راسوراخ کرد.

10)اَل اَلِیووی ال دِلَنی ایذی یووی.

Âəl âəle yoviy٫âəl deləniy âizi yoviy.

ترجمه :دست دست رامی شویدودست برمی گرددسورت رامی شوید.

کاربرد:درآلم قوم
وخیشی باید حمکاری باشد.

11)اَل توتدوم یِتِمه،یِتِم ووردو گِتِمه.

Âəl totdom yetemə ٫yetem vordo getemə.

ترجمه:من دست یتیم
راگرفتم ولی اوترتیبم راداد.

کاربرد:اگر
اذذئیفان دست گیری کنی ،ناشکری می کنند.

12)اَل دوردو آقذ دوردو.

Âəl dordo٫âaqz dordo.

ترجمه :دست فروماند
،دحان فرو می ماند.

کابرد:بیکاری بائس
گرسنگی است.

13)اِلَن گَچه سیدلی اولی.

Âelən gəçe sidle âoliy.

ترجمه :بذمردنی پرشیرمی شود.

کابرد:چیز حای بی
ارزش چون ازبین بروند باارزش می شوند.

14)اَلییَنده دویَرَی.

Âəliyəndə duyərəy.

ترجمه:وقت قربال کردن خاحی فحمید.

گوینددرجوین یک
نفر، یک جوال گندم به آسیابی درکمایستان بردتاآردکندوچون آسیابان بیرون می رفت او
آردحای آسیابان را می دزدید،آسیابان فحمیدوچیزی نگفت وقتی آن شخس بیرون رفت
بلافاسله آسیابان رید ومقداری از اَن خودرا درداخل جوال اوگزاشت حنگامی که باجوال
پرآرد آن جاراترک می کرد،می خندید؛آسیابان گفت :«بخند وقت غربال کردن می فحمی»چون
به خانه رسیدزنش خاست تاآردحاراقربال کندونان درست کند.دیدآردبوی بدی می
دحد.گفت:«چرااین آرداین جوراست واَن این جا چه کارمی کند ،مردگفت :«حالافحمیدم
چراآسیابان گفت وقت الک کردن می فحمی.»

15)اِلمه گَچِم یازگَلَر.

Âelmə gəçem yaz galar.

ترجمه :بُزم نمیر بحارمیاد.

کاربرد:وَئده ی بی
فایده دادن.

16)اودتدَن کیل اَمَل گَلی کیلدن اوت.

Âotdən kil âəməl gəliy٫kildən âot.

ترجمه :ازآتش خاکسترحاسل می شودوازخاکستر آتش.

کاربرد:از آدم حای
ناتوان ،فرزندان توانا به دنیا می آیدو بر اَکس.

پسران وزیر ناقس اَقل به گدایی به روستا رفتند

روستازادگان دانشمند به وزیری پادشا رفتند.

17)ایپ ایزیلده آت قاشدو.

Âip âizilde᾽âat qaçdo.

ترجمه :ریسمان پاره شد واسب فرارکرد.

کاربرد:درموردچیزی
که ازدست می رود.

برابربا«آن سبو بسکست وآن پیمانه ریخت»

18)ایته دِدِلَن گینده نِچچه داش یِرَی؛دِدِ قَلَنی حَرذَسِننَن
سوروش.

Âitə dedelən gində neççə daş
yerəy٫dede qəl

Niy hərzəsennən soroş.

ترجمه :به سگ گفتند روزی چندتاسنگ به تو می زنند؛گفت:از
حرزه ی روستا بپرس.

کاربرد:آدم حای حرزه
از حمه چیز باخبرندوباحمه چیز کاردارند.(مردم آزارحستند)

19)اِیدِ فِتِر مُحرُ ایتیر.

Âeyde feter٫mohro âitir.

ترجمه :حمین که اید فِترشد،مُحرراگم کن.

برای کسانی که فقت درماح رَمَزان اِبادت می کنند.

20)ایذه قالدی گِته قالدی،گِته بِردی شِله قالدی.

Âizə qaldiy٫getə qaldiy.gete berdiy٫şelə qaldiy.

ترجمه:اگردررودرواسی گیرکردی باید کونت راحم
بدحی؛اگر کونت راحم ازدست بدحی ،دیگرچیزی نداری.

کابرد:آدم
نبایدباکسی رودرواسی داشته باشد.

21)ایککی قییق بیرقوممولاقدن یگده.

Âikki qiyiq٫bir qommolaqdən yegde.

ترجمه :دوتاپشگل کوچک ازیک پشگل بزرگ بحتراست.

کابرد:دوچزذکم ارزش
وقابل تقسیم ازیک چیز باارزش غیرقابل تقسیم بحتراست.

22)ایلانی پیدینه دَن قحرِگَلی ،یالاقونی دَمِندَگِگَری.

Âilan٫pidinədən qəhre gəliy٫yalaqoniy dəmendə gegəriy.

ترجمه:مارازپونه بدش می آید،پونه دم سوراخش می
روید.

کاربرد:از کسانی که بدت می آید حمیشه
جلو چشمت زاحر می شوند.

)باقییده توددی درختیه باقله.

Baqiydə toddiy dərəxtiyə baqlə.

ترجمه :درباقت گرفتی به درختت ببند.

بدون دلیل نبایدکسی را متتحم کرد.

24)بُخُولوقو بانو چکسن،میمیزی حوسسویِسِن.

Boxovloqo
bano çəksen mimizi hossov yesen.

ترجمه :بی خابی رابانوبکشد،ممیزراحسن بخورد.

درمورداین که یکی زحمت بکشدودیگری حاسل زحمتش رابخورد

25)بِکارلوقدن تاممانونو حووانه سالوبدودِگی.

Bekarloqdən tammanono hovanə
salobdo degiy.

ترجمه :ازبی کاری تنبانش رادرحاون می کوبد.

-کسی که به اللت بی کاری ،کارحای بی فایده انجام می دحد.

25)بیلکی چومچوق بیلدِرکه چمچوقه جیک جیک اِگرَتی.

Bilki
çomçoq bildirke çomçoqə cik cik âegrətiy

ترجمه :گنجشک امسال به گنجشک پارسال جیک جیک یاد می دحد.

-وقتی کوچکتر حا دربرابربزرگان نَزَرمی دحند.

26)بِله دیگه بِله چقندر.

Belə digə belə çoqondər.

ترجمه :چنین دیگی برازَنده ی چنان چقندری است.

-بحره مندی حای حرکس به اندازه ی شایستگی حای اواست.

27)پولی با زامن اول،بِکارَی شاحد اول.

Puliy ba zamen âol ٫vəqtiy ba şahed âol.

ترجمه :پول داری زامن شو،وقت داری شاحد شو.

-زمانت مردم وگواحی دادن برای آن حا دردسرسازاست.

28)پیشیگه ددلن پوخی درماندو ایککه اللمه اِستنه اردده.

Pişigə dedelən poxiy dərmando٫âikke âlləmə âestene âertde٫

ترجمه :به گربه گفتند:گُحَت درمان است،دودستی رویش
راپوشاند.

-حرچیزی که ارزش پیداکند کم می شود.

29)تاایگنه وورمیی،تَبَنه وورموللن.

Ta âignə vurmiyəy təbənə
vormollən

ترجمه :تاسوزن به کسی نزنی ،درفش به تو نمی زنند.

– حرچیزی مقابله به مَسل دارد.

30)تایِل گَلمَسِن چَخه تَرپَنمی.

Tayel gəlməsen٫cəxə tərpənmiy.

ترجمه:تاباد نیاید شاخه حرکت نمی کند.

حرکاری بی اللت نیست.

31)تقلِدده تات اِلِی، کراده اَششک.

Təqliddə
tat âeley٫kradə âşşək.

ترجمه:فارس درتقلید می میرد ،خردرکرایه.

فارس حا تقلید گرحستند.

32)تَنه وورمه قونشیه ،ساباگلی باشیه.

Tənə
vormə qonşiyə ٫saba
gəliy başiyə.

ترجمه:به حمسایه ات تَأنه نزن که فردابرسرت می آید.

33)توتون کِینه کوندَه دَن چیخی.

Totun
keynə kində dən çexiy.

ترجمه:دود ازکنده ی کحه برمی خیزد.

آدم حای باتجربه کارآیی بحتری دارند.

34)تولکو تولکویه بویوردو،تولکویم قویروقونه بویوردو.

Tolko tolko yə boyordo ٫tolko yəm qoyroqonə boyordo.

ترجمه:روباح به روباح سفارش کرد وروباح حم به دمش سفارش کرد.

کاری که سفارش درسفارش شود به نتیجه نمی رسد.

35)تولکییه دِدِلَن حانوشاحدی،دِدِ دوم موم.

Tolko yə
dedelən hano şahediy٫dede
dommom.

ترجمه:به روباح گفتند شاحدت کو گفت: دمم

کشی که شاحد بی ائتبار می آورد.

36)تولکیه نمه بازار؟

Tolko
yə nəmə bazr?

ترجمه:روباح راچه به بازار؟

کسی که پول ندارددربازار چه کارمی کند.

37)توی تاماشه گَره آسان دو.

Toy tamaşəgərə âasando.

ترجمه:اَروسی برای تماشاگر آسان است.

حرکاری برای کننده اش مشکل است.

ادامه مطلب را در وبلاگ این ادیب جوینی ملاحظه فرمایید

Author: مدیر مسئول نشریه نسیم جوین

3 thoughts on “تدوین و تالیف ضرب المثل های ترکی توسط محقق جوینی

  1. Mr shamsabadi:I am thankfull of your praice ank kindness about me.you are full of grace and ithnks very much of you.
    be succed you my freind.

       4 نفر با این دیدگاه موافق هست

  2. سلام.
    با تشکر از شما اقای شمس ابادی برای اطلاع رسانی. املای به کار گرفته شده نوین و بر اساس تعدادی از زبانشانسان در این نوشته جالب است اما برای عامه هنوز زود است که بتوانند با ان کنار بیایند. من به شما پیشنهاد می کنم یک صفحه فرهنگی و هنری به سایت خود اضافه کنید و به ترکی نیز اهمیت بیشتری بدهید.

       3 نفر با این دیدگاه موافق هست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.